google-site-verification=-KfmxJpa_64yaZIAif8jXDL5FAXnJhan5UdHjAt161c
Mehdi Abbas Zadeh

Web Designer

Blogger

Freelancer

Photographer

Mehdi Abbas Zadeh

Web Designer

Blogger

Freelancer

Photographer

Blog Post

فیلم هایی که این ماه دیدم :خرداد 99

فیلم‌هایی که این ماه دیدم : خرداد 99

سلام، اومدم دوباره با فیلم هایی که این ماه دیدم : خرداد ماه 99

فیم هایی که دیدم - خرداد ماه 99 در سایت مهدی عباس زاده
فیلم هایی که دیدم – خرداد 99

.
همین اول پست باید تشکر کنم از عزیزانی که تحمل کردند، پست قبلی رو خوندند و نظر دادند. یک تشکر ویژه‌تر هم  از اونایی که فیلم پیشنهاد دادند.
من معتقدم هر کاری در اول راه پر از عیب‌ها و کاستی‌هاست و در طول مسیر باید این ضعف‌ها برطرف بشه و اگر منتظر باشیم تا همه‌چیز کامل و درست بشه و بعد ما شروع به کاری که دوست داریم بکنیم شاید برای همیشه یک منتظر بمونیم. به همین خاطر بود که تصمیم گرفتم شروع به نوشتن کنم و در طول راه و هرماه قدمی هرچند کوچک به سمت بهتر شدن بردارم.
تا آخر پست با من باشین تا اون قدم به سمت بهتر شدن رو خدمت تون معرفی کنم.
ازتون میخوام با عشق این کلمات رو بخونین  و اگر برایتان مهم بود به دست دیگری برسانید چراکه با عشق نوشته‌شده.

 

کمدی انسانی – 1395:

کمدی انسانی جزو اولین فیلم هایی که تو خرداد دیدم بود.
فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی محمد هادی کریمی، کارگردانی که بیشتر نویسندست تا کارگردان !
از بهترین کار های محمد هادی کریمی میشه به نویسندگی  فیلم هایی مثل ایران برگر و یا برف روی شیروانی داغ اشاره کرد که فیلم های بسیار بدی هم بودن.(فراستی طور)
اولین نکته در مورد فیلم کمدی انسانی پر بازیگر بودن این فیلمه، منظورم از پر بازیگر بودن تعداد بازیگر ها نیست بلکه منظورم اینه بازیگر هایی که در این فیلم بازی کردن از بازیگر های مشهور ایرانین. بازیگر هایی مثل نیکی کریمی، هومن سیدی، هستی مهدوی فرو بهاره کیان افشار اما هیچ کدوم از این بازیگر ها نقش اول فیلم نیستن. نقش اول این فیلم بازیگر خوش چهره سینما آقای آرمان درویش هستن کسی که در این فیلم  برای حفظ کار خود مجبور به کارهایی میشود که بر خلاف خواسته های درونی اوست.
همان طور که در کودکی دست چپ او را بستند تا راست دست شود، در جوانی او را از معشوقه اش دور کردند تا به وطنش (حکومت آن زمان ) خدمت کند.

چیزی که من خیلی خوب میفهمم استفاده کارگردان از بازیگر های معروف برای حداکثر یک پلان از یک فیلمه اما نمیفهمم چرا یک بازیگر معروف باید نقش های اینجوری رو قبول کنه ! پول توشه ؟! خب چه قدر پول میدن که یه جورایی از آبروش واسه اون فیلم مایه بزاره !؟

پرستو و پرستو بازی در این فیلم هم واسم جالب بود و  ناخود آگاه باعث ایجاد سوالی شد،بی غیرت نشون دادن نیروی نظامی یک کشور زشت نیست !؟ اگه یه کارگردان الان بخواد بر اساس یه داستان واقعی داستان شهردار سابق تهران رو فیلم کنه به چند تیکه تقسیمش میکنن !؟
پ.ن : چه قدر خوشگل شده بهاره کیان افشار، تو این فیلم هم لیلا زارع بود چه میکنه این زن ؟!
بالزاک خدا بیامرز هم یه کتاب به همین اسم داره که باید بگم هیچ ربطی به این فیلم نداره !

اولین سریال از فیلم هایی که این ماه دیدم، مستر ربات.

مستر ربات – (2015 – 2019):

شروع کنیم نوشتن در مورد  این فیلم رو با این جمله :

ما توی یک جنگیم، و توی جبهه بازنده جنگیم. ما روی زانو با اسلحه‌هایی که روی سرمون نشونه رفتن نشستیم و دارن دونه دونه مارو میکشن
.اینا بزدل‌هایی هستن که باهاشون مواجهیم.مدت زیادیِ که روی زانو نشستیم دیگِ وقتشِ که روی پا هامون بایستیم.
مستر ربات با بازی و تهیه‌کنندگی عالی رامی مالک و کارگردانی سم اسماعیل یکی از اون سریال‌هایی بود که بعد از دیدنش تو تنهایی خود واسش دست زدم و چند روزی رو در حالت هنگ به سر بردم.
مستر ربات واسم یه عالمِ سؤال به وجود آورد که هنوز درگیرشونم! مثلاً من آدم خوبیم !؟

از مستر ربات خیلی چیزها یاد گرفتم اما شاید مهم‌ترینش کنار اومدن با سختی‌ها بود. کنار اومدن با سختی‌ها نه به معنای تسلیم شدن بلکه به معنای درک کردن اون شرایط و آماده شدن برای حل اون مشکل.
از مستر ربات یاد گرفتم وقتی‌که حتی تیر خوردم امیدوار باشم. یاد گرفتم که وقتی جسمم رو نمیتونم تکون بدم ذهنم رو پرواز بدم تا هم کمتر اذیت شم و هم بتونم راه حی واسه پیدا کردن اون مشکل پیدا کنم.
حتی اگه شده به قیمت گول زدن خود اصلیم(اونایی که فیلم رو دیدن احتمالاً میهفمن چی میگم)

یکی از اولین نکته‌هایی که این سریال دیوونه کننده من رو جذب خودش کرد موزیک‌های متن‌ زیبا به همراه موزیک‌های اول هر قسمت بود شاید برای اثبات چیره‌دست بودن آقای سم اسماعیل همین بس بود.

و موضوعی که باعث شد فصل کسل‌کننده دوم رو دووم بیارم این بود که خود مستر ربات اول فصل میگه:
می دونم مدتیِ که حرف نزدیم، شاید تو هم به‌اندازه‌ای که من فعلاً بهت اعتماد دارم بهم اعتماد داشته باشی. اما ازت می‌جوام درهرصورتی بهم امید داشته باشی.
فقط لطفاً امید داشته باش.

سم اسماعیل در قسمت هفت فصل سه به نکته‌ای بسی مهم اشاره میکنه، نکته‌ای که شاید ما ایرانی‌ها بیش از هر کشوری با اون درگیریم و این موضوع بیش از هر کشوری به ما آسیب رسانده.
منظورم سرقت انقلاب‌هاست. سوارشدن یک عده شاید کوچک بر کل خواسته‌های مردم، تغییر شعارها و خواسته‌های انقلاب  و خیلی از موارد دیگِ ای که در کتاب انقلاب ایران در دو حرکت خوندیم.
اره، مستر ربات نشون می‌ده که چطوری انقلاب‌ها دزدیده و قاپیده میشن و از ریل خارج!

انقلابی که واسه به قدرت رساندن فقرا و خیابان خواب‌ها بود چطوری به دست افراد  دیگِ ای میافته که خودشون باعث ایجاد وضعیت بدی بودن که چاره‌ای جز انقلاب و طغیان  رو برای مردم نزاشتن و جالب‌تر اینکه این افراد میتونن هر طور که بخوان این انقلاب، آدم هاش و حتی اهدافش رو در راستای رسیدن به مقاصد خودشون عوض کنن.

مستر ربات خیلی خوب نشون می‌ده که چرا هیچی به‌اندازه نزاع جهانی به یه عده حال نمی‌ده.نشون می‌ده که چرا بعضی از کشورها و آدم بدها نیاز دارن همیشه یک کشوری به نام دشمن وجود داشته باشِ تا بتونن گندهای خودشون رو به نام اون کشور بزنن.
این قسمت فیلم شاید شمارو هم به یاد کتاب افسانه‌ای 1984 جرج او رول بندازه، کتابی که در اون نویسنده از زبون نقش اول کتاب میگفت( نقل به مضمون) کشورها همیشه در صلح با یک کشور و در جنگ با کشور دیگه ای هستن و وقتی که جای کشور های دوست و دشمن تغییر میکنه کل تاریخ هم دچار تغییر( تحریف) میشه.
یکم به کشوری که قبلا همسایه شمالیمون بود ولی الان دیگه نیست فکر کنین و به کتاب های تاریخ بچه مدرسه ای ها! ششگفت انگیزه !

شاید بیشترین موقعیتی که با مسترربات همزات پنداری کردم موقعی بود که داشت میگفت:

من دیگه از این دنیایی که توشیم خسته شدم.

از درد و رنجی که بهمون تحمیل میکنه خسته شدم.

و همین طور از اینکه چه قدر مایوس کنندست

من از مردم متنفرم، ازشون میترسم، عملا تمام عمرم ازشون میترسیدم، آدمایی که دوستشون داشتم،آدمایی که بهشون اعتماد داشتم. بدترین بلاهارو سر من در آوردن.
تا مدت زیادی فکر می‌کردم دنیا همین طوریه کیر تو این جامعه!

ومن صحبتام رو مورد مستر ربات مثل خود سم اسماعیل با مانیفستی که از زبون مستر ربات در قسمت اخر سریال بیان میکنه تموم میکنم:

سلام رفیق، خدایی این همیشه جمله ی ضایعه ای بوده، نه !؟ شرمنده که هیچ وقت اسم بهتری به ذهنم نرسید!ولی خب، من خودمم اسمی ندارم! فقط یکیم که بدون اجازه میخواد نقش خدارو بازی کنه!

تمام این مدت فکر میکردم برای تغییر دنیا باید یه کاری کرد، یه عملی انجام داد و باید براش جنگید.

اما الان نمیدونم این حقیقت داره یا نه؟! اگر تغییر دنیا فقط با حضور آدم شدنی باشه، چی!؟

با حضور در این دنیا صرف نظر از اینکه  چند بار بهمون بگن ما جایی تو این دنیا نداریم. با خوب موندن، حتی وقتی میخوان با دوز و کلک ما رو آدم بدی کنن با باور داشتن به خودمون وقتی بهمون میگن که خیلی با همه فرق داریم؟

و اگه هممون این کار رو بکنیم، اگه تسلیم نشیم و همرنگ جماعت نشیم

اگه به قدر کافی مقاومت کنیم.  شاید دنیای اطرافمون دیگه چاره ای جز تغییر کردن نداشته باشه.

حتی با اینکه قراره ما بریم. همونطوری که آقای روبات گفت ما همیشه بخشی از وجود الیوت آلدرسون باقی میمونیم.

سومین فیلم از  فیلم هایی که این ماه دیدم، چشم و گوش بسته.

چشم و گوش بسته – 1398:

فیلمی از فرزاد موتمن کارگردان با بازی پیتر چک ایران بهرام افشاری و امین حیایی که در این فیلم شون میدهکه فتیش چکمه سیاه براق داره !:D
یک فیلم کمدی که داستان دو نفر آدم رو که یکیشون نمیشنوه و یکیشون نمیبینه رو روایت میکنه.

فیلم چشم و گوش بسته شاید بهترین فیلم  فرزاد موتمن باشه اما حتما و قطعا فیلم بدیه!
به این خاطر فراستی طور روی بد بود این فیلم تاکید دارم چون ممکنه شما هم با شنیدن و یا دیدن فروش گیشه ۱۲٬۸۳۴٬۲۲۹٬۰۰۰ تومانی و یا شنیدن اینکه این فیلم چهارمین فیلم کمدی سال  98 بوده و اول در کشور پرتغال روی پرده رفته فکر کنین فیلم خوبی بوده.

سوالی که با دیدن فیلم های به اصطلاح کمدی ایرانی به ذهنم میرسه چرا این قدر شوخی ها و کمدی فیلم های ایرانی به سمت شوخی های جنسی رفته!؟ یعنی جز با شوخی های جنسی نمیشه فیلم کمدی ساخت؟! یا شاید چون جامعه ما جامعه ای محدود و و پر از تابو و حرف های نگوست ساخت این طور فیلم ها برای بینندگان دوست داشتنیه و کارگردان های ما هم سوراخ دعا رو پیدا کردن و به خودشون زحمت  بیشتری نمیدن؟!

مثلا از شوخی های باحال فیلم میشه به اون جایی اشاره کرد که این حیایی جوراب با مارک اپل خریده و به بهرام افشاری میگه اپل چرا باید جوراب تولید کنه ۳ تا ۵ تومن بفروشه؟! ( باید ببینین واقعا این تیکشو)

به نظر شما کدوم نوع از شوخی جالب تر و خنده دار تره !؟

نکته ی از همه جالب تر و باحال تر که نشون از امید به زندگی بالا و خوشحالی  کارگردان این فیلم بود شکل تموم شدن فیلم بود که نشون از ادامه داشتن این فیلم داشت.

پ.ن یک : اون چیزی که در مورد فیلم کمدی انسانی و حضور بازیگر های معروف در فیلم های این چنینی برای نقش های کوتاه و حتی در یک پلان گفتم در این فیلم هم با حضور مانی حقیقی و با کمی سخت گیری برای لیندا کیانی هم اتفاق افتاده.

پ.ن دو : فیلم چشم و گوش بسته رو از روی فیلمی با عنوان شر نبین، شر نشنو ساختن اما خب اون با بازی کوین اسپیسی کجا و این فیم با بازی آناهیتا درگاهی(خواستم فقط یه اسمی ازش بیاد) کجا !

چهارمین فیلم از  فیلم هایی که این ماه دیدم، جان ویک 3.

جان ویک سه – 2019:

جان ویک با کارگردانی چد استاهلسکی و بازی زیبا و خفن کیانوریوز بعد از مدت ها به ما یک اکشن تمام عیار رو هدیه میده.
فیملمی که برای اکران  قسمت بعدیش باید تا ۶ خرداد ۱۴۰۱صبر کنیم.
باید از آقای چد استاهلسکی واقعا متشکر باشیم در زمانه ای که فیلم های اکشن بیشتر به سمت ویدیو گیم شدن پیش میرن و با دیدن اون ها به ما احساس دیدن یک بازی ویدیویی دست میده تا یک فیلم اکشن فیلمی رو ساخت که شاید مثل ترمیناتور جیمز کامرون باعث ایجاد یک فصل جدید در ساخت فیلم های هالیودی بشه.

با دیدن جان ویک فهمیدم که دیگه فیلم های اکشن واسم جذاب نیست و کمتر از گذشته دوستشون دارم و این برای منی که عاشق بازیگر هایی مثل جان کلود و استیون سیگال بودم خیلی خیلی عجیبه و متوجه شدم چه قدر علاقه و دوست داشتنی های انسان ها به مرور زمان تغییر پیدا میکنه.

چد استاهلسکی در جان ویک به خوبی این درس رو به ما داد که برای پیدا کردن چیز های مهم و ادم های مهم باید سفر زندگی رو شروع کرد،به عمق کویر رفت،سختی هارو دید،سختی هارو کشید و البته  زیبایی هارو دید.

به جز موارد بالا و اکشن های دیدنی جان ویک که به گفته ی نویسندش قرار بود اسم فیلم Scorn باشه نکات دوست داشتنی و جذاب دیگه ای هم داشت.
مثلا موزیک های پیش زمینه فیلم مخصوصا هنگام حمله به هتل واسه کشتن جانسون درایجاد فضا سازی بسیار عالی بود چیزی که در قسمت دوم جان ویک هم دیده بودیم.
یا اون کتاب خونه ای که جان ویک رفت، واقعا من عاشق اون کتاب خونه شدم وآرزوی دیدن از نزدیک اون کتاب خونه رو دارم.( کسی میدونه کجاست)؟!

نکته ی جالب دیگه ی فیلم اون جایی بود که یه جا جاناتان میگه میخوام زنده باشم و خاطره زنم  رو زنده نگه دارم نا خود آگاه یاد انیمیشن زیبای کوکو افتادم که بر اساس یک افسانه ی مکزیکی ساخته شده. اون جایی که کوکو میخواد به ما بگه اگه کسی در روی زمین به یادت باشه و عکست رو روی دیوار خونه بزاره تو میتونی به روی زمین بیای و در روز عید با اونا باشی ضمن اینکه زندگی بهتری در اون دنیا داشته باشی. اما اگه کسی روی زمین به یاد تو نباشه برای همیشه نابود میشی و در اون دنیای بعدی هم از بین میری.

شاید دوباره گفتنش خالی از لطف نباشه که در زمانه ای که با دیدن فیلم هایی مثل اونجرز و دنیای مارول  انگار ویدیو گیم میدیدیم( منظور بد بودن این فیلم ها نیست)  جان ویک اومد تا با یک سه گانه نشون بده فیلم اکشن واقعی یعنی چی !

با این لینک میتونید فیلم هایی که در اردیبهشت ماه در موردشون صحبت کردیم رو ببینین.

اون موضوعی رو که اول پست هم بهش اشاره کردم این بود که از این ماه به بعد قرار بر اینه که لینک دانلود فیلم هایی که میبینم رو هم بزارم تا سایر دوستانی که میخوان فیلم هایی که در موردشون صحبت میکنم رو ببینن زیاد واسه پیدا کردنفیلم ها  اذیت نشن.

لینک دانلود فیلم هایی که این ماه دیدم :خرداد 99


Taggs:
Write a comment